تبليغاتX
عرش عطش - آن مرد می آید...

عرش عطش

یک جرعه تا نهایت خورشید، یک پله تا مرکز آسمان باقیست...

آن مرد می آید...

هو العزیز

تو رفتی و نیامدی!
... و لحظه لحظه اتفاق شد، نبودنت!

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 18:29  توسط حسن  |